
این روزها تب المپیک در تمام دنیا حرف اول را میزند و در هر کشوری هرروزه مردم دنبال خبر افتخاری مبارک برای ورزش کشورشان هستند . آنها روزانه ورزشکارانشان را میبینند که با تکیه بر علم و تخصص و استعدادهای خدادادی باعث بالارفتن پرچم کشورهایشان در صحنه المپیک میشوند. البته این روزها در ایران هم خبرهایی از المپیک به گوش میرسد اما خبرهایی بسیار نا خوش آیند که سیستم رسانه ای ایران سعی دارد ضمن آرایش اخبار با لعاب ارزشها از رسوایی های تکتیکی و تاکتیکی متولیان ورزش کشور بکاهد . در حالی که برد ایران در بازیهای غرب آسیا بر تیم سوم قطر حماسه اطلاق میشود٬ لکن شکست و ضربه علی معلومات در۳۰ثانیه و رده ۵۸ در رشته قایقرانی در میان ۶۰ تیم و باخت و حذف سوریان و نهایتا افتضاح ورزشی ایران در المپیک کم رنگ میشود و متولی المپیک ٬آقای کفاشیان مدعی میشود که ایراد از کادرهای فنی و تدارکاتی تیم های اعزامیست . ایا واقعا من و تو ایرانی میتوانیم از تیمهای ملی انتظاری درخور داشته باشیم؟ در کشوری که قهرمان اولش که البته بر اثر استعداد خدادادی قهرمان میشود در اثر احتمالا دوپینگ از عرصه ورزش کنار میرود و در فدراسیونهای ورزشی هنوز مشکل ریش و مو لاینحل مانده است چه انتظاری میشود داشت؟ در کشوری که اکثر غریب به اتفاق مدیرانش با مدارک جعلی بر مسند امور هستند و تخصص و علم محلی از اعراب ندارد و آنچه مهم است سابقه جنگ و بسیج و مدل و طول ریش و تسبیح است چگونه میشود انتظار داشت کاری بر مبنای منطق و اصول علمی در دنیا پیش برود؟ وقتی یک رئیس جمهور خدمت بدون تخصص ومدرک برایش مهمتر است از یک حرکت استدلالی صحیح و همیشه منتظر عنایت خود خوانده ولی عصرعج است آیا میشود منتظر پیروزی درهیچ کاری بود؟ آری دوست من در این سیستم حکومتی قید هر افتخاری را باید زد و به اتفاقات آینده چشم دوخت تا شاید دگر باره عاقلی بر حکومت تکیه زند. حاشا و کلا |